سخني از دل
نگاهي به انقلاب مردم فلسطين ؛ مردم مسلمان چين و ... اين سوال را در ذهن ايجاد ميكند كه چرا پرتاب سنگ و خشونت و ترور بدست فلسطيني ها و لبناني ها افتخار است ولي پرتاب سنگ بدست جنبش سبز آنهم براي دفاع از حمله مأموران نظامي محاربه است
وجرمش
اعدام . مگر كشور ما " ايران " با آن پيشينه و فرهنگ هم اكنون مثل كشور فلسطين اشغال شده نيست ؟
مگرمبارزه ما مانند مبارزه مردم فلسطين و چين چيزي غير از دفاع از حق ناحق شده مان است ؟ چرا پرتاب سنگ يك فلسطيني به قصد حمله افتخار است ولي پرتاب سنگ هم وطن مبارز من به قصد دفاع از خود اغتشاش . مبارزه مسلحانه مسلمان چيني در يك كشور غير مسلمان حق است اما حق خواهي هم وطن مبارز من فتنه گري و در يك دادگاه نا عادلانه چسبانده ميشود به گروه منافقين ! و ميشود منافق ! منافق ؟
منافق
كسي است كه بگويد من با اين نظام موافقم ولي خلاف آن عمل بكند. مجاهدين
كجا اينگونه عمل كردند. آنها
كه ضديتشان با اين نظام را از همان اول علني اعلام كردنده اند و دارند مي كنند.
در يك نگاه بي طرفانه به اين گروه مبارزاتي يعني سازمان مجاهدين
كه از زمان رژيم سلطنتي براي
نجات ايران از اشغال مستبدان قيام كردند و نبض مبارزات زمان انقلاب بودند و بر روي سنگرهايشان كنار آرم سازمانشان عكسي از آيت الله خميني داشتند چه شد و چه ديدند كه از او برگشتند .
و
هزاران تن از اعضاي آن كه مخلص ترين و مؤمن ترين جوانان ما كه ديگر مانند آنها ياخيلي كم است يا ديگرنيست به دست رژيم جمهوري اسلامي اعدام وتيرباران شدند .
متأسفانه
بعضي از هواداران جنبش سبزنگاهشان به اين سازمان همان نگاه رژيم است!
مزدوران بايد چنين ادعايي داشته باشند. ولي ازبعضي فعالين جنبش سبز انتظار نداريم كه تحت تأثير تبليغات دروغ رژيم مجاهدين خلق را كه اين قدر براي به ثمر رسيدن اين انقلاب ربوده شده در زماني كه جنبش سبزها كودكاني بودند يا اصلا نبودند ، تلاش كردند، زندان افتادند، شكنجه شدند و شهيد دادند را آنگونه كه رژيم جلوه داده ببينند. الارقم اشتباهاتي هم كه داشتند.كه همه دارند.
مجاهدين ترجيح داده بودند براي نجات ما و شما از موقعيت صدام كثيف استفاده كنند .و ريسك بدنامي را هم خريدند. محارب كسي است كه به جنگ دين خدا برود و جنبش سبز براي زنده كردن اين دين مبارزه ميكند.
اين مطلب فقط براي دفاع از حق و حقيقت است.و نگارنده عضو و يا هوادار هيچ گروهي نيست.
بله متأسفانه فهميدن حقيقت كمي مشكل است.
همه حق دارند، اگرچه حق نيستند، اگرچه شما آنها را حق نميبينيد.